اطلاعات فردی
  • تاریخ تولد:
    • سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۴۶
  • تحصیلات:
    • آناتومی دانشگاه علوم پزشکی تهران
    • علوم تشریحی دانشگاه علوم پزشکی مشهد
    • فیزیوتراپی (دانشگاه علوم پزشکی اهواز (جندی شاپور
تشکل های علمی و صنفی
  • انجمن علوم تشریحی ایران
  • انجمن علمی تخصصی باروری و ناباروری ایرن
  • انجمن آموزش علوم پزشکی ایران
مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
: 15436
: 318
: 0
ایندکس شده در :
بررسی میزان فشار کاف لوله تراشه و عوامل مرتبط با آن در بیماران تحت بیهوشی عمومی در اتاق عمل مرکز آموزشی درمانی امام خمینی(ره) ساری، سال 1388 سید عبدا... عمادی1         عالیه زمانی1         ابراهیم نصیری2         محمد خادملو3        امان محمد تاتار1 چكيدهسابقه و هدف : لولهگذاری داخل تراشه با لولههای کاف دار جهت بیماران بیشتر از 8 سال، جهت حفظ مطمئن راه هوایی در طی بیهوشی عمومی، ضرورت دارد. تنظیم فشار کاف برای پیشگیری از عوارش مختلف اهمیت زیادی دارد. هدف از این مطالعه تعیین میزان فشار داخل کاف لولههای تراشهای سوپا در ابتدای بیهوشی بود.مواد و روش ها : در یک مطالعه توصیفی، 500 بیمار بیش از 10 سال که جهت جراحی و بیهوشی عمومی نیاز به لولهگذاری تراشه کافدار داشتند به روش نمونهگیری آسان، مورد مطالعه قرار گرفتند. کاف لوله تراشه بعد از لولهگذاری توسط بیهوشی دهنده با هوا پر شد. 10 دقیقه بعد از لولهگذاری تراشه، فشار کاف بوسیله دستگاه مانومتر اندازهگیری و ثبت گردید. دادههای مذکور به همراه اطلاعات دموگرافیک بیهوش دهندهای که کاف را پر نموده است ثبت و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها : میانگین فشار کاف در این مطالعه 31±92 سانتیمتر آب بوده و بیش از 95 درصد موارد، فشار کاف به صورت over inflate بوده است. تفاوت معنی داری بین تجربه بیهوش دهندگان و یا سطح تحصیلات آنها در میانگین فشار داخل کاف و پر کردن کاف وجود نداشت(05/0>p).استنتاج : روش معمول پر کردن کاف لوله تراشه در ابتدای بیهوشي مناسب نبوده و over inflation ایجاد میكند و لذا تغییر این روش توصیه میگردد. واژههای كليدي: لوله گذاری تراشه، فشار کاف لوله، بیهوشی عمومی Ëاین مقاله حاصل طرح تحقیقاتی شماره 65-86 است که توسط معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی مازندران تامین شده است.مولف مسئول: ابراهیم نصیری- ساري: کیلومتر 18 جاده خزر آباد، مجتمع دانشگاهی پیامبر اعظم، دانشکده پیراپزشکی                   2002@yahoo.com Ë-mail: rezanf1. گروه بیهوشی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشكي مازندران 2. گروه بیهوشی- اتاق عمل و فوريت، دانشکده پيراپزشکی، دانشگاه علوم پزشكي مازندران3. گروه پزشكي اجتماعي، دانشكده پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي مازندرانËتاريخ دريافت : 10/2/89          تاريخ ارجاع جهت اصلاحات : 3/3/89           تاريخ تصويب : 2/4/89
نویسندگان: ابراهیم نصیری
کلیدواژه ها : اتولوگ - پوست - خرگوش - سلول بنیادی - کشت سلول
: 8135
: 167
: 0
ایندکس شده در :
هدف: جدا سازی، تکثیر سلولهای بنیادی و ترمیم ناحیه آسیب دیده با استفاده از این سلولها مواد و روشها: این مطالعه از نوع تجربی است. در این تحقیق از 6 راس خرگوش آلبینو استفاده شد. پوستی به ابعاد 5×5 سانتی متر از یکی از خرگوشها برداشته شد، سپس با استفاده از الکل 70 درصد شستشو داده و در ظرف حاوی Hanks Buffer Saline Solution(HBSS) سرد قرار داده شد. سپس به قطعات ریز تقسیم نموده و در داخل تریپسین 0.1 درصد به مدت نیم ساعت قرار داده شد. سپس سلولها جدا شده و در داخل محیط کشت DMEM کشت داده شد. مدت 10 روز سلولها را نگهداری کرده و در پایان، سلولها را با استفاده از روش تریپسین از کف فلاسکها جدا و با استفاده از سرنگ، 2 سی سی سلول و محیط به ناحیه آسیب دیده اسپری شده و با گاز وازلین بانداژ انجام شد. در گروه شاهد فقط پوست برداشته شده و اجازه ترمیم خود به خودی به آن داده شد. در پایان هفته چهارم حیوانات را کشته، ناحیه ترمیم شده را برداشته و با استفاده از دو رنگ آمیزی عمومی و اختصاصی، ناحیه مورد بررسی قرار گرفت.یافتهها: در مطالعه سلولی، کلونیهای سلولهای بنیادی با رنگ آمیزی اختصاصی قابل مشاهده بوده است. در مطالعه بافت شناسی، اپیدرم ناحیه ترمیم شده با استفاده از سلول کاملاً طبیعی بوده اما لایه شاخی آن نازکتر از پوست طبیعی بود؛ غده عرق مشاهده نشد. برجستگیهای انگشتی شکل کوتاهتر از اندازه طبیعی بوده و کلاژنهای ناحیه درم منظم تر از پوست طبیعی بود. همچنین عروق درم، وسیعتر و گشادتر بودند.نتیجهگیری: با این روش میتوان ناحیه وسیعی را ترمیم نمود و در ناحیه ترمیم شده پوستی طبیعی در حداقل زمان ممکن به دست آورد.
نویسندگان: ابراهیم نصیری, ابراهیم علیجانپور , محمود حاجی احمدی
کلیدواژه ها :
: 5677
: 23
: 0
ایندکس شده در :
سابقه و هدف: تغييرات (درجه اشباع اكسيژن خون شرياني) SPO2 و ضربان قلب (HR) از جمله عوارضي هستند كه همواره بيماران تحت عمل جراحي را تهديد مي نمايند. مانيتورينگ مداوم SPO2 و HR در تمام مراحل بيهوشي، خصوصا در هنگام اينداكشن و ريكاوري موجب تشخيص بموقع هيپوكسي در اين دو مرحله حساس مي گردد. همچنين فاسيكولاسيون و شيورينگ دو عارضه شايع در بيهوشي عمومي مي باشند. هدف از اين بررسي، تعيين ميزان تغييرات SPO2 و HR در زمان فاسيكولاسيون و شيورينگ در بيهوشي عمومي مي باشد. مواد و روش ها: اين مطالعه بر روي 100 بيمار، II و ASA I، در محدوده سني 60-15 سال انجام گرفت. جهت القا سريع بيهوشي براي آنها از شل كننده عضلاني ساكسنيل كولين استفاده گرديد. پري مديكاسيون و القا بيهوشي برحسب وزن در تمام بيماران يكسان بوده و در نگهداري بيهوشي از هالوتان 1-1.5% و N2O و O2 با نسبت مساوي (50%) استفاده شده است. SPO2 و HR بيماران در دقايق 1 و 3 بعد از فاسيكولاسيون و دقايق 1، 5، 10 بعد از شيورينگ اندازه گيري و ثبت شد. سپس داده ها با هم مقايسه گرديدند. يافته ها: براساس نتايج اين مطالعه، تغييرات SPO2 و HR در هر دو مرحله فاسيكولاسيون و شيورينگ وجود داشته و بيشترين تغييرات، مربوط به دقايق 1 و 3 بعد از فاسيكولاسيون و دقايق 1 و 5 بعد از شيورينگ بوده است. همچنين اين تغييرات در مرحله شيورينگ از شدت بيشتري برخوردار بوده كه از نظر آماري با P=0.000 معني دار مي باشد. نتيجه گيري: نتايج بدست آمده از اين بررسي و مطالعات ديگر نشان مي دهد كه بيشترين كاهش SPO2 و افزايش HR مربوط به دقايق ابتدايي بعد از فاسيكولاسيون و شيورينگ بوده، كه اين تغييرات مي تواند در بيماران قلبي و تنفسي مشكل آفرين باشد. بر اين اساس پيشنهاد مي گردد، متخصصين بيهوشي با مانيتورينگ مداوم SPO2 و HR و با اقدامات صحيح درماني از عوارض احتمالي طي بيهوشي عمومي بكاهند.
نویسندگان: سید محمدحسین نوری موگهی , محمد بربرستانی, احمد رضا دهپور, علی اکبر امیرزرگر , محمد اکبری, دکتر محسن پور قاسم
کلیدواژه ها : كلستاز انسدادي - FSH - LH - مهاركننده B
: 22115
: 8
: 0
ایندکس شده در :
سابقه و هدف: كلستاز انسدادي نوعي بيماري كبدي با تجمع اسيدهاي صفراوي، افزايش تونوس اوپيوييدهاي درون ساز و نيتريك اكسايد در پلاسما مي باشد. بعضي از اين تغييرات بر روي فيزيولوژي سيستم هورمون هاي محور جنسي تاثير مي گذارد. اين مطالعه به منظور بررسي ارتباط بين كلستاز انسدادي و تغييرات هورمون هاي محور جنسي در موش هاي صحرايي نر بالغ انجام شده است. مواد و روش ها: اين مطالعه بر روي سه گروه هشت تايي از موش صحرايي انجام شد. گروه ها بصورت شاهد (بدون جراحي)، گروه شاهد-جراحي يا شم (جراحي بدون انسداد مجراي صفراوي) و گروه كلستاتيك (جراحي همراه با انسداد مجراي صفراوي) تقسيم بندي شدند. سه هفته بعد از انجام جراحي غلظت سرم هورمون هاي FSH و LH توسط ايمونو راديومتريك اسي (IRMA) و Inhibin B (مهار كننده B) با استفاده از كيت اليزا اندازه گيري شد. يافته ها: در اين مطالعه كاهش معني داري بين هورمون هاي FSH و LH در گروه كلستاتيك نسبت به گروه هاي شاهد و شاهد-جراحي مشاهده شد، در حالي كه سطح پلاسماي Inhibin B در گروه كلستاتيك نسبت به گروه ديگر افزايش قابل ملاحظه اي را نشان داد (P<0.05). نتيجه گيري: براساس نتايج اين مطالعه در كلستاز انسدادي عليرغم كاهش هورمون هاي گنادوتروپين بنظر نمي رسد اختلالي در روند اسپرماتوژنز ايجاد شود، چون وجود Inhibin B نشانه سلامت سلول هاي مجاري مني ساز است.